از خاتون بپرسید

  • 7 شهريور 1395
  • 1175
  • 8

سوالات خود را از طریق فرم زیر مطرح کنید.

**** کلیه سوالات مطرح شده از طرف شما با عنوان "ناشناس" در این صفحه درج می شود.****

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 4

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh
ناشناس در تاریخ ۱۳۹۶/۱۰/۰۳ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام خسته نباشید.من دختری 28ساله هستم. تا حالا خاستگاریام اینطوری شده که یا پیشنهاد دادن ما رد کردیم.و یا فقط پیشنهاد دادن و کار به رسمیت کشیده نشده که بیان همدیگرو ببینیم. فقط یه مورد بود که من رو خاست و منم بعد از یک سال خاستمش. که کار از کار گذشت. و حالا من نتونستم ازدواج کنم. قبلا نمیدونستم ولی الان احساس میکنم که سن که بیشتر میشه آدم از ایده آلش دورتر میشه تانزدیک. بعضی وقتا میگم یکی که فقط به منطقم نزدیک باشه همونو انتخاب میکنم که فقط ازدواج کرده باشم. احساس رو در نظر نمیگیرم.ولی بعدا یه جوری ناراحت میشم که از لحاظ احساسی هم کسی نباشه که دوس نداشته باشم. نمیدونم موندم. چیکار کنم که کسی که هم از لحاظ احساسی و هم از لحاظ منطقی جور دربیاد باهام رو بتونم پیدا کنم؟؟؟ در ضمن من اواخر با یکی از فامیل دوست بودم.4 سال ازم کوچکتر بود. از لحاظ احساسی میخاستمش ولی تازه میرفت سربازی و پول نداشت از این لحاظ هم میترسیدم. برا همین 50 به 50 حرف میزدم باهاش.اما خانواده اون هم مخالفت کردن. و وقتی میرفت سرباز یه اختلاف با دخالت مادرش باعث شد که رابطمون به هم بخوره.و اون هم گفت منم دگه نظرم عوض شد و به خودم اومدم و سنت برام مساله شده. و منم باز بعد از دست دادنش پشیمون شدمو خاستمش و هرچی اصرار کردم دگه گفت من قصد ازدواج با تو رو ندارم. در مورد این مساله نظرتون چیه؟؟آیا دوباره احتمال داره با وجود مخالفت خانوادش خودش رو راضی کرد؟

ادمین در تاریخ ۱۳۹۶/۱۰/۰۵ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۰

با سلام به شما کاربر گرامی

مورد اول: یکی از خواستگاران شما را خواسته اما شما بعد از یک سال به این نتیجه رسیده اید که به ایشان علاقه دارید. این موضوع برای من جای سوال دارد.

مورد دوم: هر چه سن بالاتر میرود توقعات شما بیشتر میشود به خصوص اگر قبلا خواستگارانی هم داشته باشید. هر بار شخصی که به خواستگاریتان آمده را با نفرات قبلی مقایسه میکنید و خدا نکند که یک آیتم از بقیه کمتر داشته باشد. با خود میگویید اگر قرار بود چنین ازدواجی داشته باشم که با نفر قبلی ازدواج میکردم و این پروسه مقایسه و ازدواج نکردن همچنان خواهد داشت.

سوال فرمودید که چکار کنید که کسی که از نظر منطقی و احساسی به شما نزدیک است را پیدا کنید؟ پاسخ این سوال را من به طور کامل و جامع به همراه راهکارهای عملی در کتاب "میخواهم ازدواج کنم" بیان کرده ام. میتوانید از این کتاب به عنوان راهکار استفاده نمایید.

و اما مورد اخر: ازدواج با کسی که از شما کوچکتر است پیشنهاد نمی شود. بالاخص اختلاف سنی 4 ساله. خداراشکر این شخص قبل از ازدواج خود به این مساله واقف شده که سن شما برایش مهم است چرا که ممکن بود این اتفاق بعد از ازدواج برایتان بیفتد و آنگاه راه چاره ای نداشتید.

اصرار به برگشت این شخص یعنی اصرار به خراب کردن زندگیتان و هر چه بیشتر اصرار کنید او از شما دورتر خواهد شد.اینکه اصرار دارید این شخص را برگردانید به این مفهوم است که شما تصور نمی کنید شخص مناسب دیگری بیاید که بتوانید عاشقش شوید در نتیجه ترجیح میدهید همین نقدنصفه نیمه را بچسبید و منتظر نسیه نمانید.

چرا انقدر ناامید هستید؟ چرا فکر میکنید دیگر کسی در زندگیتان نخواهد آمد و میخواهید منتظر این شخص بمانید؟

پیشنهاد من به شما این است که به جای اینکه تمرکز خود را بر برگرداندن این شخص به زندگی خود کنید که تلاشی بیهوده است و شما را ناامیدتر میکند. کمر همت ببندید و تصمیم بگیرید که میخواهید از حالا با زندگیتان چکار کنید؟

اگر بخواهید در زندگی کسی را خوشبخت کنید باید درزمان مجردی انسان خوشبختی باشید؟ آیا از درون احساس خوشبختی میکنید؟

به نظر میرسد ذهنیت مثبت شما نسبت به ازدواج کردنتان از بین رفته و ناامیدی جای آن را گرفته است. ابتدا باید این مشکل را حل کنید. تا زمانی که شما امیدی به ازدواج کردنتان نداشته باشید ازدواجی صورت نمیگیرد . مطمئن باشید

امیدوارم هر آنچه بهترین است و شما از آن خوشحال می شوید در مسیر زندگیتان قرار گیرد.

پاسخ

ناشناس در تاریخ ۱۳۹۶/۰۹/۱۷ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام، راستش من سوالم کمی عجیب است و فکر نمیکنم بتونید پاسخ روشنی به آن بدهید، اما مطرح میکنم، من 48سال دارم و هنوز مجردم،و این درحالیکه هیچ عیب و ایراد جسمی و اخلاقی و خانوادگی و تحصیلی ندارم ، چرای ازدواج نکردنم برای خودم دیگه از عجیب بودن گذشته و مایوس و ناامیدم کرده، اینها رو گفتم اما نمیدونم چطور میتونید کمک کنید ؟؟

ادمین در تاریخ ۱۳۹۶/۰۹/۱۸ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۰

با سلام به شما دوست گرامی

برای پاسخ به پرسش شما اطلاعات جامع تری نیاز است.من شناختی از شما ندارم . نمیدانم ایا خواستگار هم داشته اید و به ازدواج ختم نشده است یا اینکه خواستگار نداشته اید. بنابراین به صورت کلی میتوانم پاسخگو باشم

در این مورد که می گویید هیچ عیب و ایرادی ندارید باید بگویم ازدواج نکردن تنها مختص دخترانی که عیب و ایراد دارند نیست که گاها دیده شده بعضی از آنها راحت تر هم ازدواج می کنند. متاسفانه معضل ازدواج نکردن در جامعه فعلی برای دخترانی که ایرادی ندارند بیشتر شده است چرا که توقعاتی دارند که مانع ازدواج کردنشان است.

علت ازدواج نکردن شما می تواند مختلف باشد: اعتماد به نفس پایین و باورهای منفی غلط که شاید ریشه در گذشته داشته باشند، توقعات نابجا و غیر واقعی و نامتناسب با شرایط جامعه، رفتارهای مردانه و خشن و دور شدن از ذات زنانه و مواد دیگری که نیاز است بررسی شود و من چون شناختی از شما ندارم قادر به بیان علت مشکلتان نیستم. چنانچه مایل بودید میتوانید مشاوره خصوصی دریافت نمایید و یا از کتاب " میخواهم ازدواج کنم" استفاده نمایید که برای حالت های مختلف راه حل هایی در آن تعبیه شده است.

 و کلام اخر انکه هیچ گاه برای تغییر در زندگی دیر نیست. من زنان بسیاری را دیده ام که در سنین بالای 40 سال ازدواج های موفقی داشته اند. فقط لازم است با توجه به سنتان توقعات خود را اولویت بندی کنید و برای ازدواج کردنتان آستین بالا بزنید. برای ناامید شدن همیشه وقت هست. پس وقت آن را به موقعی دیگر موکول کنید. الان زمان ناامید شدن نیست. خداوند یار و یاور تلاشگران است و کسانی که از رحمتش ناامید نیستند.

موفق و سربلند باشید

پاسخ

ناشناس در تاریخ ۱۳۹۶/۰۹/۰۹ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام ی مسئله ی هست چن مدته فکرمو مشغول کرده نمیدونم چکار کنم من از یکی ازپسرای فامیلامون خوشم میاد حرف از خواستگاری هم زدندولی فقط ازطرف خانواده پسره،چکار کنم دوست دارم بشناسمشون ولی خجالت میکشم بگم فلاننیم یعنی نمیخوام بدونه ک ازش خوشم میاد اونم بخاطر ی دلیل دیگه ک قبلا بادختر دایم ک همون دوست صمیمه وآجیمه رابطه داشت میدونه ک منم خبر دارم البته اون چ سال پیش دوران راهنمایی بود والان دختره ازدواج کرده و خوشبخته ،ب دختر هم ب صورت غیر مستقیم فهموندم ک ازش خوشم میاد ک اونم مشکلی نداشت چون میگه فراموشش کردم و ی کار بچگونه ای بود پسره هم شاید بختطر این دلیل ک نظر نداد برا خواستگاری الان من چ کنم ؟؟؟اس بدم بصورت ناشناس؟و بفهمم ک نظرش چیا یا چکار کنم

ادمین در تاریخ ۱۳۹۶/۰۹/۰۹ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۰

سلام به شما دوست عزیز

پیام دادن شما آن هم به صورت ناشناس چه مشکلی را حل خواهد کرد؟ عاقبت که باید خود را معرفی کنید.آن موقع نتیجه ای بدتر خواهید گرفت. سعی کنید در واقعیت زندگی کنید نه در خیال. اینکه او به خاطر دوست شما از خواستگاری از شما منصرف شده خیال شماست شاید واقعیت چیزی غیر از این باشد. پس سعی کنید نشانه را خوب ببینید نه اینکه رفتار طرف مقابل را به نفع خودتان توجیه کنید.

قبلا نیز گفتیم تنها کاری که میتوانید انجام دهید این است که به نوعی به این شخص بفهمانید که مورد توجه شماست. پس از آن اگر حرکتی قرار باشد صورت بگیرد از جانب ایشان است نه شما.

سعی کنید رفت و امد را به منزل ایشان زیاد کنید و در حد معمول با نگاه یا شاید کمی توجه و صحبت به وی بفهمانید که برایتان مهم است. پس از آن دیگر هیچ کاری نکنید. اگر ایشان بخواهد جلو خواهد آمد و اگر نیامد عمر خود را با خیال واهی تلف نکنید و تمرکز خود را بر جذب همسر ایده آل بگذارید. طبق قوانین طبیعت شما نباید به شخصی خاص فکر کنید بلکه خصوصیات شخص مورد نظرتان را در نظر بگیرید و ازدواج موفقی را از خداوند طلب کنید. کتاب " میخواهم ازدواج کنم" به همین منظور نگارش شده است

برای شما دوست عزیز ارزوی شادی و موفقیت دارم

پاسخ

ناشناس در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ گفته:
۰ ۰ | ۰

عدم پیشرفت در زندگی بعد از شکست عشقی

سلام به شما خاتون عزیز من به کسی علاقه داشتم اما به دلایلی رابطمون بهم خورد الان تقریبا یکسال و نیم از این قضیه میگذره من که هنوز به طور کامل فراموش نکردمش از طرف دیگه بعد از اون قضیه همه ی امیدهای زندگیم را از دست دادم منی که همیشه از لحاظ درسی قویترین فرد بودم اما الان جز ضعیف ترین ها هستم در زمان حضور ایشون در زندگی بنده، من تونستم دانشگاه خیلی خوبی قبول بشم و بعد از اون در یک آزمون هم قبول شدم که الان بچه هامون اون آزمون را هنوز که هنوزه نتونستن قبول بشن ولی بعد از قطع ارتباط با ایشون دو تا آزمون دیگه ثبت نام کردم کلی هزینه کردم نتونستم بخونم و نرفتم آزمون را بدم بعدش کلی پول دادم کلاس زبان ثبت نام کردم ولی ولش کردم کلا بی حوصله و ناامید شدم و از طرفی پایان نامه ام هم رو هواست همه ی دوستانم دفاع کردن ولی من هنوز موندم و استاد راهنمام هم هر روز حالم را میگیره و استادهای دیگه هم نصیحت میکنن که دفاع کنم ولی واقعا دیگه بریدم الان نمیدونم واقعا چیکار کنم الان خوابگاهم دیگه دوست ندارم اصلا خونمون برگردم هیچ دلخوشی در زندگیم ندارم

خاتون در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۰

دوست عزیز سلام

یک سال از هدیه ای که خداوند رحمان به رایگان در اختیار تو قرار داده است را بیهوده از دست دادی. عمر گرانبها! زمان! زمانی که امکان برگشتی ندارد و تو در این یک سال میتوانستی کارهای بزرگی برای پیشرفت و سعادتمندی خودت انجام بدی.

عزیز دل خاتون! یادت باشد هر اتفاق بدی برای ما دو مرحله دارد: مرحله اول سوگواری است و مرحله دوم بازسازی و ترمیم.

متاسفانه تو در مرحله سوگواری همچنان باقی ماندی وخیال نداری بیرون بیایی. اما به خاطر داشته باش هر چه بیشتر در این مرحله بمانی بیشتر افسرده میشوی. پس به خودت بیا. وقت آن رسیده که وارد مرحله بازسازی شوی.

من نه علت جدایی شما را میدانم و نه اینکه ایا تلاشی برای فراموش کردنش هم کرده ای یا فقط یادش میکنی؟

هر انچه بوده دیگر تمام شده. از کجا میدانی در فکر ان اقا چه میگذرد؟ شاید تا کنون ازدواج کرده یا با شخص دیگری در ارتباط است. پس با افکار بیهوده و امید های واهی عمرت را به افسردگی نگذران.از رحمت الهی قافل نباش و مطمئن باش اگر او اکنون نیست چون لایق تو نبوده و شخص دیگری که لایق روح لطیف توست در انتظار است اما زمانی خواهد امد که تو بخواهی و اماده باشی.

گاهی اوقات ما به زور میخواهیم کسی را فراموش کنیم. بنابراین او بیشتر دریادمان خواهد ماند. بهترین کار است که به جای تمرکز بر ان شخص تمرکزت را بر خودت بگذاری. به یاد بیاور روزگاری را که به خودت افتخار میکردی و به قول خودت در ازمونی که دیگران نتوانستند قبول شوند پذیرفته شدی و این نشان از توانمندی توست. توانمندی که تو در اثر دادن انگیزه به خودت در وجودت ایجاد کردی. تو این کار را انجام دادی نه آن اقا. شاید آن زمان انگیزه تو او بود اما اصل مطلب این است که تو ثابت کرده ای اگر بخواهی میتوانی هرکاری را انجام دهی. پس اکنون هم بخواه. بخواه که دوباره بشوی همان دختر پر انرژی که خودت به خوت افتخار کنی. به یاد اور که روزی ان چنان شاد و با انگیزه بودی که مایه دلخوشی دیگران بودی.خودت را دست کم نگیر. اگر او رفته خودش ضرر کرده که گوهری چون تو را از دست داده. پس تو چرا خودت به خودت ضرر میرسانی؟ در حالی که باید ثابت کنی او ضرر کرده نه تو.

به خودت باز آی و با تمرکز بر خودت و نه دیگری، عزت نفست را پس بگیر و اماده آن زندگی رویایی شو که لیاقتش را داری.

ما در ژاریک موفقیت وشادکامی را می آموزیم. اگر خواهان چنین چیزی هستی به جمع ما خوش آمدی. خاتون در کنارتو و همراه تو برای طی این مسیر خواهد بود.همیشه دوستت خواهم داشت

 

پاسخ

ناشناس در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۰۹ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام خسته نباشد ممنون از سایت زیبای شما من درهر محیط می روم سعی می کنم با افراد رسمی برخورد کنم که برام مشکل ایجاد نشود مثلا من به آموز شگاه زبان رفتم .من رفتم پیش  استاد ان اموزشگاهکه راهنماییم کند برای نوشتن یک مقاله به انگلسی خیلی خوب راهنمایم کرد بعد به من گفت تلگرام دارید تا نمونه از مقاله براتون بفرستم گفتم بله بعد شماره خودم دادم فردا برام فرستاد شب باز برام پیام داد که چه کار می کنید گفتم مطالعه می کنم پرسید چه مطالعه می کنید گفتم روانشناسی بعد گفت به نظر شما شخصیت من چه طوری هست گفتم من شما زیاد نمی شناسم به نظرم شخصی با وقار و باشخصیت بودید بعدگفت من درباره شخصیت شما می گم از من خیلی تعریف کرد گفتم شما منو یک بار دیدید چطور این طوری از شخصیتم تعریف می کنید گفت من توی یک نگاه شما را شناختم باز فردا شب پیام داد بصورت غیر مستقیم به من گفت من به شما علاقه مند هستم خیلی دوست دارم باهم دوست باشیم از این حرف ها خیلی اعصبانی شدم گفتم مگه وقتی امدم دفتر شما برخورد من چطوری بودچرا این فکرو در باره من کردید گفت اشتباه برداشت نکنید شما خیلی هم متین و باشخصیت بودید برخورد شما خیلی خوب بود ولی خودم به شما علاقه مند شدم من ناراحت شدم جواب ندادم باز فردا شب زنگ زد با من صحبت کرد که با هم دوست باشیم بیشتر آشنا شویم اگر با هم تفاهم داشتیم برای آینده تصمیم می گیریم آن مرد مجرد بود من گفتم اصلا از رابطه های دوستی ،خوشم نمیادلطفا دیگه اصرار نکنید و درباره این موضوع با من صحبت نکنید تماسم قطع کردم به من گفت فکر کن درباره این موضوع. خیلی خسته شدم چرا این اتفاق ها برای من می افتد من شاغل هستم کارم ایجاب می کند که با محیط بیرون در تماس باشم ولی همیشه این مشکلات برام ایجاد می شود دوران دانشگاه هم اینطور مشکلات زیاد داشتم من مجرد هستم من یک شخص با دل مهربان هستم بعضی موقع لبخند روی لب ها دارم و دوست دارم یک شخص شاد باشم ولی حجابم همیشه رعایت می کنم لطفا راهنمایم کنید ممنون

admin در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۰۹ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۰

با سلام به شما دوست گرامی

جذابیت اولین ایتمی است که باعث جذب دیگران به سمت فرد می شود و روی خوش لبخند و برخورد محترمانه با افراد از طرف یک خانم چیزی است که مورد پسند مردهای بسیاری است.

ممکن است شخصی که به نبال زنی برای زندگی خود میگردد جذب چنین اشخاصی چون شما شود و همچنین این امکان هم وجود دارد که فردی که نیت خوبی ندارد احساس کند شما را راحت تر می تواند متقاعد کند. در نتیجه این آشنایی ها می تواند به یک شمشیر دو لبه برای شما تبدیل شود که شاید خوب و یا بد باشد.اگر بخواهید به تمام کسانی که به شما پیشنهاد میدهند پاسخی با عصبانیت بدهید ممکن است بسیاری از شانس های خود را از دست بدهید و اگر بخواهید همه را قبول کنید به خودتان لطمه میزنید. شما باید بتوانید تشخیص دهید که چه پیشنهاداتی رابیشتر بررسی کنید و چه پیشنهاداتی را از همان ابتدا رد کنید.

به هرحال این تنها شما نیستید و برای هر دختری که در سن و سال ازدواج قرار دارد و شرایط مناسبی داشته باشد این پیشنهادات ممکن است مطرح شود. چرا به روی بد قضیه تمرکز میکنید. اینکه شما شرایطی دارید که می توانید دیگران را جذب خود کنید برای شما یک نعمت است پس کفران نعمت نکنید و از موقعیت خود درست استفاده کنید. ابتدا شما باید بدانید که به دنبال چه شخصی میگردید (کتاب میخواهم ازدواج کنم در این قسمت کمک زیادی به شما میکند) پس از اینکه دانستید به دنبال چه میگردید راحت تر میتوانید پیشنهادهای خود را بررسی کنید.شما به ایشان اعلام کردید که قصد دوستی ندارید اما ایشان از شما فرصت شناخت بیشتری را میخواهد که امری طبیعی است . شما نمیتوانید از مردی که شما را نمی شناسد توقع داشته باشید در مرحله اول پیشنهاد ازدواج را مطرح کند طبیعی است که او در پی علاقه خود به شما پیشنهاد دوستی را مطرح میکند. فرصت این شناخت را به او بدهید. به او بگویید که قصد دوستی ندارید اما چند جلسه ای را به او فرصت شناخت بیشتر میدهید.چند جلسه با او صحبت کنید هم به خودتان هم به او فرصت شناخت بیشتر بدهید. شما می توانید کتاب" قصد او چیست دوستی یا ازدواج" را از سایت به رایگان  دانلود کنید در این کتاب درباره نحوه برخوردتان در این جلسات و اینکه چطور متوجه منظور شخص شوید و بتوانید بیشتر او را بشناسید به تفصیل صحبت شده است و می تواند راهنمای خوبی برای شما باشد. شاید بعد از چند جلسه خودتان به این نتیجه رسیدید که این اقا مناسب شما نیست و یا برعکس متوجه شدید که نقاط مشترک زیادی با هم دارید. فقط باید دقت کنید که احساس را در این چند جلسه دخیل نکنید و به خودتان اجازه دهید که منطقی به این موضوع نگاه کنید.اگر بتوانید از ابتدا شخصی از اعضای خانواده که با او راحت هستید و می تواند مشورت دهنده خوبی برایتان باشد را درجریان بگذارید که چه بهتر. اینگونه احتمال خطایتان کمتر می شود.

برای شما دوست خوبم ارزوی شادی و موفقیت دارم.

پاسخ

ناشناس در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۰۴ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام خسته نباشید من مشکلی دارم لطفا راهنمایم کنید نمی دانم چه تصمیمی بگیرم. من با پسری آشنا شدم او به من پیشنهاد دوستی داد و من قبول نکردم ولی خیلی اسرار کرد. من هم گفتم باید فکر کنم چون من به او علاقه مند شده بودم دو روز بعد به او گفتم بجای دوستی می توانیم به ازدواج فکر کنیم. او هم قبول کرد و گفت با هم صحبت می کنیم و بیشتر با هم آشنا شویم. یک روز یه رستوران قرار ملاقات گذاشتیم درباره همدیگر به هم گفتیم بعد او گفت من یک شرط برای ازدواج دارم گفت قبل از اینکه خواستگاری بیایم می خواهم شما را از نزدیک ببینم و لمس کنم. گفت باید بدانم تو چه شکلی هستی. ولی من تورو پسندیدم و می خواهمت. می خواهم ببینمت و بعد از دیدن هم نظرم عوض نمی شود و با تو ازدواج می کنم. من تعجب کردم از این حرفی که زد. هیچی نگفتم مدتی گذشت بیشتر با هم آشنا شدیم یک روز به من گفت می خواهم ببینمت من گفتم نمی توانم من دوست ندارم قبل از ازدواج این طور رابطه ای داشته باشم او هم گفت تو دوست نداری من اصرار نمی کنم. یک روز به من گفت باید آن شرط قبول کنی اگر نه یک دختر هست که خانواده ام می خواهند که من با او ازدواج کنم و من به آن دختر می گم اگر شرطمو قبول کرد با او ازدواج می کنم. خیلی ناراحت شدم گفتم نمی توانم قبول کنم. آن شب تا صبح گریه کردم من خیلی اونو دوست دارم حتی قصد خودکشی کردم او به آن دختر شرط خودش رو گفت ولی قول ازدواج نداده اون دختر هم قبول کرده آن دختر از اقوام بوده شب خانه آنها دعوت بوده بعد شب تا صبح کنار هم بودن. فردا چون خیلی ناراحت بودم به من از آن شب چیزی نگفت چند روز که گذشت به من گفت که با آن دختر شب تا صبح بودم گفتم به من خیآنت کردی ،گفت من حالم خوب نبود برای همین به آن دختر پیام دادم که بیا او هم زود آمد ولی وقتی کنارم بود به تو فکر می کردم . خیلی ناراحتم ولی باز هم اونو دوست دارم صبح تا شب کارم گریه شده به من می گه اگه شرطو قبول کنی با تو ازدواج می کنم .نمی دانم چه تصمیمی بگیرم آیا اعتماد کنم ؟ ازینکه بخواهد به من صدمه بزند مطمعین هستم این کارو نمی کند ولی ترس دارم بعد از اینکه منو از نزدیک دید عشقش یک هوس باشد و تمام شود و با من ازدواج نکند نمی توانم فراموشش کنم راهنمایم کنید ممنون

admin در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۰۴ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۰

سلام به شما دوست عزیز
بسیار خوشحالم که قبل از اینکه اقدامی انجام دهید که به ضررتان باشد مشورت میکنید و سعی میکنید عاقلانه تصمیم بگیرید.
شرط این آقا بسیار نامعقول است. درست است که باید قبل از ازدواج درباره مسایل جنسی ،میل جنسی و موارد این چنینی تجقیق و بررسی صورت گیرد و این امر یک امر واجب قبل از ازدواج است ولی وقتی ایشان هنوز خواستگاری هم نیامده است و هیچ قدمی برای ازدواج برنداشته اصلا معقول نیست.
پذیرفتن این شرط از طرف شما جایز نیست و ایشان اگر واقعا خواهان شما باشد قدم جلو میگذارد نه اینکه با گفتن من رفتم با دختر دیگری شب تا صبح خوابیدم ، با احساسات شما بازی کند.
یادتان باشد دوست گرانقدرم :
هر مردی وقتی زنی را دوست داشته باشد و برایش ارزش قائل باشد و بخواهد آن زن را برای خودش نگه دارد هر تلاشی برای خشنودی او انجام خواهد داد. این مرد هست که باید به دنبال شما باشد و برای رسیدن به شما تلاش کند.
به نظر من و اینگونه که از تعریف های شما بر می آید این پسر قصد ازدواج ندارد و چون شما از اول با او دوست نشدید و پیشنهاد ازدواج دادید او هم برای اینکه به شما نزدیک شود و اعتمادتان را به دست بیاورد، شرط شما را قبول کرده چون میداند که دخترها خیلی زود دل می بازند و اون موقع خیلی راحت تر میتواند شما را به رابطه جنسی متقاعد کند.
به طور صددرصد به شما میگویم که ایشان قصد خواستگاری و ازدواج با شما را ندارد و فقط یک دوستی و رابطه جنسی مد نظرش است و هدفش از این حرف ها هم تحت فشار گذاشتن شما هست برای پذیرفتن این رابطه.
پس مطلقا اینکار را نکنید.من روزانه ایمیل های زیادی را از دخترخانم هایی دارم که در اثر همین اشتباه بکارتشان را از دست داده اند و الان دیگر نمی توانند به خواستگارهای خوبی که برایشان می آید پاسخ مثبت بدهند.
ما در مملکتی زندگی میکنیم که پرده بکارت برای ازدواج شما حرف اول را میزند. مطمئن باشید وقتی پیشش بخوابید دیگر اختیار عمل دست شما نیست دست او خواهد بود و اگر اتفاقی بیفتد یک عمر از کرده خود پشیمان خواهید شد.
خیلی صریح و قاطع به او بگویید که نمی توانید این شرط را بپذیرید و بگویید اگر قصدش ازدواج است باید ابتدا به خواستگاری شما بیاید. چون ممکن است خانواده شما ناراضی باشند یا اجازه ازدواج با ایشان را به شما ندهند.  بگویید اگر خواستگاری خوب پیش رفت و خانواده ها هم به این وصلت راضی بودند و مشکلی برای ازدواج ما پیش نیامد بعدش تو حق داری که قبل از ازدواج درباره میل جنسی من و روابط جنسیمان صحبت کنیم و تو اطلاعات کافی نسبت به من بدست بیاوری . ولی الان که تو هیچ قدمی برنداشتی و من واقعا نمیدانم که قصد تو ازدواج است یا نه نمیتوانم همچین چیزی را قبول کنم . مطمئن باشید اگر ایشان قصد ازدواج داشته باشد میپذیرد و در غیر اینصورت پیشنهادتان را نخواهد پذیرفت.
 
و اما درباره اینکه به او علاقه دارید و قصد خودکشی داشتید:
خواهر نازنینم... آیا این اولین و اخرین مردی هست که در زندگی شما قرار است باشد ؟  ایا شما مشکلی در ظاهرتان دارید که نگران باشید شخص دیگری به سراغتان نیاید؟ به نظر من اگر واقعا میخواستید خودتان را بخاطر این شخص بکشید در حال حاضر  اصلا به ازدواج حتی فکر هم نکنید...زیرا به نظر میاید اعتماد به نفس پایینی دارید و خودتان را دوست ندارید...
ایا ارزش شما اینقدر هست که بخاطر کس دیگری بخواهید از جان خودتان بگذرید؟ شما باید اینقدر خودتان را دوست داشته باشید که بگویید اگر این شرط را گذاشته، اگر حتی نخواهد با من ازدواج کند خودش ضرر کرده و چیزی از ارزش های من کم نخواهد شد. نمیداند چه گوهری را از دست داده است. گوهر شناس نیست. نمیدانم متوجه مظورم میشوید یا نه... ولی توی زندگی وبه خصوص زندگی زناشویی انقدر مشکل ممکن است پیش بیاید که اگر بخواهید به خاطر هرچیزی از خودتان ناراحت باشید هیچ وقت نمیتوانید زندگی خوبی را داشته باشید... پس برای شما بسیار لازم است که اول از همه روی خودتان، اعتماد به نفستان و دوست داشتن خودتان کار کنید. در مورد این شخص هم اصلا شک نکنید و بدانید  اگر او واقعا قصد ازدواج با شما را داشته باشد جلو خواهد آمد و این شرط ها بهانه ای بیش نیست .
قبل از ازدواج مسائل مهمی هستند که باید درباره آنها با هم به تفاهم و توافق برسید. حتما تست های قبل از ازدواج را انجام دهید. به او بگویید اجازه دهد بیشتر یکدیگر را بشناسید. بگویید یک قدم به جلو بیاید و اعماد سازی بیشتری کند بعد چنین مواردی را مطرح کند. برای ازدواج تنها اینکه از هم خوشمان می آید مطرح نیست. بلکه ازدواج مهم ترین تصمیم زندگی شماست و رابطه جنسی قبل از ازدواج و بدتر از آن قبل از خواستگاری باعث می شود که دید منطقی شما نسبت به ازدواج از بین برود و صرفا احساسی به آن نگاه کنید و خدای نکرده تصمیم غلطی بگیرید.
. میتوانید کتاب "میخواهم ازدواج کنم" را از سایت تهیه کنید و بخوانید تا در مسیر صحیح ازدواج قرار بگیرید و ادم های اشتباهی سر راهتان قرار نگیرند به امید خدا.
برای دوست عزیز ارزوی موفقیت میکنم.
پاسخ

ناشناس در تاریخ ۱۳۹۵/۰۷/۲۲ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام ممنون از سایت خوبتون. من دانشجوی هستم.و در شهر خودم تحصیل نمی کنم! دو سال پیش یکی از ترم بالایی های پسر خودم رو در حد این ک ی هفته دور رادور ببینم،دیدم، تنها شناختم ازشون در حد اطلاعاتی بود ک همکلاسی های دیگ داشتن و من خودم باهاشون صحبت نداشتم.بعد از این هفته در ذهن من ماندگارماندن و من هنوز نتونستم فراموششون کنم! در این مدت دو سه بار به بهانه درس باهاشون در تلگرام صحبت داشتم اما از دفه دوم به بعد هر بار از من درخواست کردن ک باهاشون تماس تلفنی برقرار کنم، تا راجب به این بحثها بیشتر و مفصل تر صحبت کنیم. اما من تماس نگرفتم . و چون هر بار من بحث رو اغاز می کردم از طرف این اقا هیچ شروعی نبود، نمیتونستم تماس بگیرم. ناگفته نماند که من خاسگارایی هم در این مدت داشتم با اینکه در مراسمها حضور داشتم اما یاد و خاطر ایشون از ذهن من کمرنگ تر هم نشد.حتی به گفته دوستانم سعی در فراموشی ایشان نمودم. اما متاسفانه باز هم کار ساز نبود. با این اوصاف تا حدی زندگی منو مختل هم نمود. ک تونستم خودموجمعو جور کنم لذا از شما خواهشمندم نظر ارزشمند خود را در این باره بفرمایید، متشکر از شما

admin در تاریخ ۱۳۹۵/۰۷/۲۳ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۱

باسلام و تشکر از حسن نظر شما دوست گرامی

با توجه به اینکه در شهری دیگر تحصیل میکنید و در کنار خانواده خود نیستید یکی از علت هایی که به کسی که برخوردی با او نداشته اید و نمی شناسید علاقمند شده اید می تواند احساس تنهایی و دوری از خانواده باشد. در جایی عنوان کرده اید که تا کنون با او صحبتی نداشته اید و در جای دیگر بیان کرده اید که بصورت تلگرامی با او صحبت هایی داشته اید در نتیجه دقیقا نمی دانم تا چه حد ایشان را می شناسید بنابراین با فرض اینکه شناخت کمی از او دارید و به صورت کلی پاسختان را خواهم داد. چنانچه تمایل داشتید مساله را به ریز بیان کنید می توانید با ایمیل zharik.ir@gmail.com  با من درارتباط باشید:

1- اینکه شما عاشق کسی شده اید که نمیشناسیدش و از خصوصیات اخلاقی او اطلاعی ندارید نشان میدهد بیشتر شیفته ظاهر او شده اید.در حالی که هستند پسرانی که دراجتماع ظاهری موجه دارند اما رفتارشان با اطرافیانشان متفاوت است. در اینجا من از شما تنها یک سوال دارم که پاسخ به آن می تواند راهنمای شما باشد:

آیا دقیقا میدانید با چه کسی میخواهید ازدواج کنید؟ آیا میدانید از همسر ایده آل خود چه توقعاتی دارید؟ مردی با چه خصوصیات اخلاقی میتواند شما را خوشبخت کند؟ به جرات میگویم که نمیدانید از همسر آینده خود چه میخواهید. اگر میدانستید بعد از دوسال توانسته بودید تکلیفتان را با این مرد مشخص کنید؟

2- وقتی خانمی از آقایی خوشش می آید تنها کاری که می تواند انجام دهد این است که به طور غیر مستقیم به مرد نشان دهد که توجه او را جلب کرده است که ظاهرا شما اینکار را کرده اید و در تلگرام صحبت هایی با ایشان داشته اید و شماره تماس خود را در اختیار ایشان قرار داده اید و با توجه به اینکه تماسی از جانب ایشان نداشته اید به نظر میرسد ایشان آنگونه که شما به وی توجه دارید به شما توجه ندارد. من نحوه بیان وصحبت شما با ایشان را نمیدانم ولی اگر به نظر خودتان ایشان متوجه شده است که شما به وی توجه دارید اگر قرار است حرکتی صورت گیرد باید از سمت ایشان صورت پذیرد و اگر مدتی گذشته وصورت نگرفته بهتر است عمر گرانبهای خود را با افکار بیهوده تلف نکنید. مطمئن باشید ایشان تنها پسر موجود در این دنیا نیست و از ایشان بهتر بسیار زیادند که میتوانند شما را خوشبخت تر نمایند.

3- بزرگترین اشتباهتان این بوده که خواستگاران خود را بخاطر این فرد به درستی بررسی نکرده اید. یادتان باشد خداوند همواره برای شما بهترین را میخواهد البته به شرط اینکه خودتان بخواهید.متاسفانه دختران عزیز ما خواستگاران خود را با کوچکترین دلیلی رد میکنند چرا که امیدوارند نفر بعدی بهتر از قبلی باشد و این درحالی است که ممکن است کاملا برعکس باشد. زمانی که برایتان خواستگاری می آید او را چنان بررسی کنید که گویا پس از او دیگر کسی نخواهد امد.بسیار مراقب باشید که از اینجا مانده و از آنجا رانده نشوید. جوانی به سرعت برق و باد میگذرد .

پیشنهاد من به شما :

1-اولین و مهمترین کار شما پاکسازی ذهنتان از فکر همکلاسیتان است. در کتاب میخواهم ازدواج کنم نحوه پاکسازی ذهن از افکار مزاحم و موانع ذهنی ازدواج را شرح داده ام که میتواند به شما کمک کند.تا زمانی که فکر او در ذهن شماست روند ازدواج شما به تعویق خواهد افتاد.

2-انجام فعالیت ها و تمریناتی که اعتماد به نفستان را بالا ببرد. شما باید خود رابسیار دوست بدارید. اینکه همکلاسیتان احساسی که شما به او دارید را نسبت به شما ندارد از ارزشهای شما نمیکاهد. شما دختری ارزشمند هستید که بافردی که لایقتان باشد خوشبخت خواهید شد. پس سعی کنید از درون روی خود کار کنید تا حس ارزشمندی بیشتری کنید. وقتی از دورن قدرتمند باشید هر چیزی نمی تواند زندگی وفکر شما را مختل کند. کار خوبی کردید که به گفته دوستانتان عمل کردید و سعی در فراموشی کرده اید اما چون هنوز اعتماد به نفس کافی ندارید نتوانسته اید فراموش کنید. پس روی خود بسیار کار کنید.

برای شما دوست عزیزم بهترین ها را آرزومندم

پاسخ

ناشناس در تاریخ ۱۳۹۵/۰۷/۱۰ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام تشکر و سپاس از کتابهای عالیتون. من کتاب "قصد او چیست، دوستی یا ازدواج" خوندم . ی سوالی ک ذهنمو درگیر خودش کرد اینه ک: اگ من ی محدودیت یا مشکلی داشته باشم که نتونم با کسی مطرحش کنم، چیکار باید بکنم؟ میتونم اینو بگم تا الان به هر پیشنهادی که بهم شده به همه جواب منفی دادم. بدون اینکه صلاحیت کسی رو بررسی کنم ممنون اگه پاسخ سوالمو بدید.

admin در تاریخ ۱۳۹۵/۰۷/۱۰ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۱

باسلام و تشکر از حسن نظر شما دوست گرامی

قاعدتا اینکه تا کنون مشکل خود را با کسی مطرح نکرده اید نشان میدهد این مساله به گونه ای است که شما دوست ندارید کسی از آن مطلع شود و یا اینکه از مطرح کردن آن به علت خاصی نگران هستید. با توجه به اینکه مشکل شما را نمی دانم به صورت کلی به شما پاسخ میدهم:

اگر مشکل شما به روابط آینده شما خدشه ای وارد نمی سازد، باید آن را فراموش نمایید و با کسی در میان نگذارید. سایر جنبه های مثبت خود را تقویت کنید به صورتی که مشکل شما نسبت به جنبه های مثبتتان بسیار کمرنگ گردد.

چنانچه مشکل شما به آینده شما نیز مربوط می شود باید درصدد رفع آن برآیید و بدانید که هیچ مشکلی حل نشدنی نیست و راه حل مشکل شما در پاسخ منفی دادن به کسانی که به شما پیشنهاد آشنایی میدهند نیست. مشکلتان را زیادی برای خودتان بزرگ نکنید زیرا باعث می شود اعتماد به نفستان به شدت کاهش پیدا کند و نسبت به خودتان احساس بی ارزشی پیدا کنید و این اصلا خوب نیست. پس سعی کنید با تمرکز بر جنبه های مثبت خودتان اعتماد به نفستان را افزایش دهید و راه حل مناسبی برای مشکلتان پیدا کنید. دوره آموزشی رایگان " میخواهم خوب ازدواج کنم" و کتاب "میخواهم ازدواج کنم" می توانند به شما برای افزایش اعتماد به نفستان و برنامه ریزی ذهنتان برای موفقیت در ازدواج کمک کنند.اگر میدانید خانواده می توانند به شما در حل مشکلتان کمک کنند هرچه سریع تر با آنها درمیان بگذارید. چنانچه شخصی مطمئن بتواند به شما کمک کند هزار برابر نتیجه بهتری میتوانید کسب کنید تا اینکه به تنهایی به فکر رفع مشکلتان باشید. اگر نمی توانید با خانواده در میان بگذارید،از یک مشاور کمک بگیرید.چنانچه مایل بودید می توانید از طریق ایمیل zharik.ir @gmail.com  با من در ارتباط  باشید و مشکلتان را مطرح نمایید تا بهتر بتوانم شما را راهنمایی کنم.

برای شما دوست عزیزم بهترین ها را آروزمندم.

پاسخ

logo-samandehi

آمارگیر وبلاگ