با مردهای مامانی چگونه رفتار کنیم؟

  • 16 آبان 1395
  • 2477
  • 0

"نمیدانم با یک مرد ازدواج کردم یا یک پسر بچه مامانی"

چیزی که یک مرد را در نظر همسرش مرد جلوه میدهد استقلال، تدبیرو قدرت اوست. اینکه بتواند به خوبی فکر کند به موقع تصمیم بگیرد و به بهترین نحوه عمل کرده و حمایت کننده خوبی برای همسرش باشد.

اما گله بسیاری از زنان این است که همسرشان نه تنها نمی تواند به خوبی فکر کند بلکه به صورت مستقل نیز نمی تواند تصمیم بگیرد:

*** همسرم تمام اتفاقات زندگی ما را برای مادرش بازگو میکند.

*** همسرم در تمام امور زندگی ما با مادرش مشورت میکند و طبق نظر او تصمیم میگیرد.

*** ما باید هر روز به خانه مادرشوهرم سر بزنیم . اگر یک روز من نخواهم بروم او خود تنهایی به آنجا میرود.

*** مادر شوهرم همسرم را مثل یک بچه کنترل میکند. وقت و بی وقت به خانه ما زنگ میزند وشوهرم برای انجام کارهای او من را درخانه رها کرده و به آنجا میرود.

و گله های بسیار دیگری که می شنویم و به حق می تواند برای زن ها به خصوص تازه عروسان آزاردهنده و تلخ باشد.

اینکه تصور کنید شما در اولویت دوم هستید و شخص دیگری برای همسرتان اولویت اول است میتواند بسیار آزاردهنده باشد. حال شما را درک میکنم. اما اکنون دیگر پذیرفته اید که با چنین شخصی زندگی کنید پس به جای غر زدن و انتقاد از رفتار شوهر و مادرشوهرتان سعی کنید خودتان وارد میدان شده و  اختیار عمل را بدست بگیرید. میپرسید چگونه؟ به شما خواهم گفت.

ابتدا بهتر است ببینیم چرا شوهرتان اینقدر مامانی شده است؟

کاهی اوقات مادرانی که دچار کمبودهای عاطفی هستند و یا نیازهایشان از جانب شوهرشان به درستی تامین نمیگردد پس از بدنیا آمدن فرزند به خصوص پسرها، تمام عشق و محبت خود را نثار فرزند میکنند و تمام تلاششان را میکنند که او از هر نظر تامین باشد.سرویس دهی های بیجا و توجهات بیش از حد والدین باعث میشود فرزندان فرصت اینکه برای رشد و اعتلای خود تلاش کنند و بتوانند به بلوغ فکری و عاطفی برسند، پیدا نکنند. در واقع در این خانواده ها، فرزندان هرگز به تنهایی با مشکلی مواجه نمی شوند که بتوانند طریقه حل آن را بیاموزند. پس شوهر شما به نوعی هنوز نتوانسته که به بلوغ عاطفی و رفتاری برسد.

اگر به خانواده های اکثر مردهای مامانی دقت کنید میبینید که دربیشتر این خانواده ها همیشه مادران بوده اند که حرف اول را میزدند و به نوعی زن سالاری حاکم بوده است. در واقع مادرشوهر شما برای همسرتان معیارهایی را تعیین کرده بوده که او همیشه از این معیارها تبعیت میکرده است. مثلا به موقع بخوابد، با او مشورت کند، کارهای مادرش را انجام دهد،دیرهنگام به خانه برنگردد و ... شوهر شما به این روند عادت کرده است و شما نمیتوانید یک شبه روند زندگی او را عوض کنید

برای بهبود روند زندگی خود با همسرتان توصیه های زیر را بکار بگرید:

  1. مادر شوهرتان را هووی خود ندانید... میدانم از دست این زن که همسرتان را از شما ربوده است نارحت هستید، اما قبول کنید که شما نمی توانید با این زن رقابت کنید پس بپذیرید او یک مادر است و کارهایی که انجام میدهد به عمد و برای دشمنی با شما نیست. اینگونه مادران نگران پسرانشان هستند. او شاید عادت کرده باشد که همه کارهای پسرش را خودش انجام دهد. لباسهایش را بشوید، به او غذا دهد و.... درحالی که در زندگی مشترک ممکن است از این خبرها نباشد و همسر شما مسئولیت های زیادی به گردن داشته باشد، درنتیجه مادرش نگران است که پسرش آسیب ببیند و شما را مقصر این آسیب بداند. پس سعی کنید روابطتان را با مادرشوهرتان بهتر کنید بطوری که همسرتان تصور نکند شما قصد دارید بین او و مادرش قرار بگیرید و بداند شما نیزمادرش را مثل او دوست دارید . همچنین زمانی که پیش مادرشوهرتان هستید به خوبی به همسرتان رسیدگی کنید تا او بداند که شما نیز مانند او پسرش را دوست دارید و مواظبش هستید. این قدم اول است که از حالت تدافعی خارج شوید و خود را همراه شوهر و مادرشوهرتان کنید.
  2. مادرشوهرتان هرچقدر هم که به شوهر شما محبت کند باز محبت او مادرانه است و نمی تواند نیاز شوهرتان را به محبتی که از سوی همسرش باید دریافت کند را پاسخگو باشد. اینجاست که هنر زن بودن شما میتواند به کمکتان بیاید و شما را از مادرشوهرتان پیش بیندازد.سعی کنید روابط عاطفیتان را با همسرتان بهبود ببخشید و برایش یک زن معشوقه خوب باشید. از هنر زن بودن خود استفاده کنید و محیط خانه را برایش محیطی جذاب کنید. از مامانی بودن او شکایت نکنید و به او نگویید که یک مرد وابسته به مادرش است وبایدخود را اصلاح کند. مردها به محض اینکه احساس کنند میخواهید آنها را تغییر دهید مقاومت میکنند. پس تلاش برای تغییر دادنش را باید نامحسوس انجام دهید.اگر با هوش و ذکاوت پیش بروید میتوانید اولویت اول زندگی همسرتان شوید.
  3. پس از آنکه روابط عاطفی خوبی با مادر شوهرتان برقرار کردید و محیط خانه را برای شوهرتان امن کردید وقت آن است که اولویت هایی برای زندگی مشترکتان در نظر بگیرید. همسر شما اینگونه بار آمده است که از اولویت های یک زن پیروی کند تا امروز اولویت های او همان اولویت های مادرش بوده است. اکنون که از نظر احساسی شما اولویت اولش هستید میتوانید اولویت های خود را جایگزین اولویت های مادرش کنید. اگر شما برای او اولویت تعریف نکنید او همچنان از اولویت های قبلی خود تبعیت میکند. پس زیرک باشید. البته مواظب باشید که تعیین اولویت ها را به مادرش ربط ندهید تا در مقابلتان جبهه نگیرد به طور مثال اگر او زیاد به خانه مادرش میرود لازم نیست بگویید از این بعد هفته ای یکبار به خانه مادرت برویم. کافی است بگویید ما باید در این روز این کارها را انجام بدهیم . کارهایی که برای زندگی مشترکتان لازم است. مثلا هفته ای یک روز برای خرید منزل برویم یا مثلا هفته ای یک روز دو نفری بیرون برویم و تفریحات دو نفره داشته باشیم . وقت او را جوری پر کنید که بیش از دو روز زمان برای رفتن به خانه مادرش نداشته باشد. در تبعیت از اولویت ها مصمم باشید و او را متوجه کنید که این اولویت ها برای استحکام زندگیتان لازم و ضروری است.اگر شما معشوقه خوبی برایش بوده باشید او نمی تواند درمقابلتان خواسته هایتان ایستادگی کند.
  4. هنر زن بودن شما کمک میکند بتوانید این رابطه را به نفع خودتان مدیریت کنید. بدانید مادرشوهرتان دشمن شما نیست او نیز زنی است که نیاز به محبت فرزندش دارد و شما فقط باید سعی کنید این نیاز او را مدیریت کنید جوری که باعث ایجاد مشکل در زندگیتان نشود. وگرنه مردی که به خانواده خود محبت میکند بسیار مورد احترام و با ارزش است

سعی کنید همسرتان شما را درحین جذابیت و مهربانی زنی با درایت بشناسد. زیرا برای پسران همواره تصمیمات مادران با درایت و قابل احترام است و زمانی حاضر میشود تصمیمات شما را ارجحیت بدهد که بداند شما نیز همچون مادرش درایت لازم را در زندگی دارید.

هیچ گاه مامانی بودنش را به رخ او نکشید و سعی کنید محیط خانه را همچون مادرش محیطی امن و به دور از تنش و مشاجره قرار دهید.

درنهایت صبور باشید تا اوضاع به نفعتان تغییر کند. اگر چنین نشد و شدت وابستگی همسرتان به مادرش بیش از حد است، لازم است معیارهای خود را صریحتر و جدی تر به او بگویید و برایش مشخص کنید که نیاز دارید به شما احترام بگذارد و شما را اولویت اول زندگیش قرار دهد و برای دیگران نیز این موضوع را مشخص کند که احترام به شما همانند احترام به خود او لازم است. بگویید که نمیخواهید بین او و مادرش قرار بگیرید و بنابراین لازم است که او بتواند رفتارش را جوری کنترل کند که از این اتفاق جلوگیری کند. بگویید که به عنوان همسرش نیاز دارید که از شما به خوبی حمایت کند. بسیاری از خانم ها از ترس از دست دادن همسرشان یا بالا گرفتن مشاجره فقط این رفتارها را تحمل میکنند و دم بر نمی آورند به امید اینکه روزی اوضاع تغییر کند درحالی که هرگزاین گونه نخواهد شد.مردها از معیارهای شما تبعیت میکنند ولی چنانچه شما معیاری تعیین نکنید از معیار مادرشان پیروی میکنند.

درشرایط حاد قبل از هر اقدامی مشورت با یک مشاوره خبره میتواند کمک بیشتری به شما کند.

با مردهای مامانی چگونه رفتار کنیم؟

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 0

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط

logo-samandehi

آمارگیر وبلاگ